فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
345
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
مهماندار بر اصرار خود براى باريابى و مذاكره دربارهء مطالب نامههائى كه برادر برنارد آورده بود افزود تا بتواند اين روحانى را بعنوان شاهد به عين دربارهء نحوهء اجراى آنچه اخيرا به وى دستور داده شده بود و همچنين نحوهء عملش با شاه ايران ، به اسپانيا بازگرداند اگرچه ، خبرهائى كه پس از اولين باريابى در قزوين به اسپانيا فرستاده بود كافى بود ذمهء وى را در انجام امور و اجراى اوامر برى كند . اما مهماندار به وى گفت كه در آن ايام ملاقات با شاه ممكن نيست زيرا وى در حرمخانه نزد زنان خويش بسر مىبرد و حتى نوكران اختصاصى وى نيز به دو دسترسى ندارند . بنابراين سراسر ماه ژوئن و قسمتى از ماه ژويه بدون آنكه سفير بتواند با شاه ملاقاتى كرده باشد سپرى شد اگرچه ، شاه بوسيلهء يكى از نگهبانان حرمسرا به وى پيغام داده بود كه نبايد نگران باشد زيرا مطمئنا او را طورى روانه خواهد كرد كه بتواند در آغاز ماه اوت به هرمز عزيمت كند و براى رفتن به اسپانيا بموقع به گوآ برسد . همچنين به وى پيغام داد كه قصد دارد همراه وى سفيرى با هدايائى شايان توجه به اسپانيا بفرستد و اظهار تمايل كرده بود كه سفير وى را آگاه كند كه چه چيزهائى در اسپانيا بهتر مورد قبول و جالب نظر قرار خواهد بود . سفير با تشكر از عنايتى كه شاه اميد آن را مىداد در پاسخ گفت كه نهايت آرزوى اوست كه وعدههاى شاه جامهء عمل بپوشد و در مورد هدايا لازم نيست مهماندار جليل القدرش - خود را از جهت كيفيت آنچه مىخواهند بفرستند به زحمت اندازند زيرا هرچه فرستاده شود چون از جانب سنىالجوانب اعليحضرت است مطبوع و مقبول خواهد بود و در حقيقت بالاترين هديه حسن نيتى است كه پادشاه متبوع وى از اعليحضرت انتظار دارد . چند روز بعد شاه از همهء سفيران خواست كه عصر هنگام روى پل زايندرود كه پيشتر توصيفى از آن آوردهايم و مهاجرنشينهاى جلفا و تبريزيان و گبرها را از شهر قديم اصفهان جدا مىكند ، حضور يابند . از قرنها پيش در برخى از روزهاى ماه ژويه در اين مكان جشنى برپا مىشود كه شباهت بسيار به تشريفات